آهسته کردن معنی انگلیسی decelerate slack slacken slow واژههای انگلیسی با این معنی trickle charge پر کردن آهسته parade lap رژه آهسته دور پيست براي گرم کردن، (اتومبيل راني) anneal آهسته سرد کردن (پس از دوباره گرم کردن) soften نرم کردن، ملايم (تر) کردن، آهسته (تر) کردن mist باران ريزو آهسته، ريزه باران، ميغ whiffle آهسته وزيدن، جسته جسته وزيدن، کور کور کردن goose step قدم آهسته، رژه رفتن بدون زانو خم کردن، قدم آهسته رفتن stew آهسته جوشاندن، آهسته پختن، دم کردن