اثبات کردن معنی انگلیسی ascertain corroborate demonstrate prove substantiate validate verify واژههای انگلیسی با این معنی deraign اثبات کردن، هواخواهي کردن از، دفاع کردن substantiate اثبات کردن، اساسي نشان دادن demonstrate اثبات کردن (بادليل)، مدلل کردن، حالي کردن demonstrativeness اثبات کردن (بادليل)، مدلل کردن، حالي کردن bear record to تصديق يا اثبات کردن evincibly بطوريکه بتوان اثبات کردن disproval ردکردن، اثبات کذب (چيزيرا) کردن، دروغ نشان دادن disprove ردکردن، اثبات کذب (چيزيرا) کردن، دروغ نشان دادن aver بطور يقين گفتن، بطور قطع اظهار داشتن، اثبات کردن affirm اظهار کردن، بطورقطع گفتن، تصديق کردن affirmable اظهار کردن، بطورقطع گفتن، تصديق کردن evince نشان دادن، معلوم کردن، ابرازنمودن corroborate تاييد کردن، قوت دادن، تقويت کردن adduce قابل اقامه، قابل ارائه، اقامه دليل کردن contend ستيزه کردن، مشاجره کردن، مجادله کردن tiffing ستيزه کردن، مشاجره کردن، مجادله کردن testified گواهي دادن، شهادت دادن، تصديق کردن testifies گواهي دادن، شهادت دادن، تصديق کردن testify گواهي دادن، شهادت دادن، تصديق کردن