ارزیابی کردن معنی انگلیسی appraise assess estimate evaluate mark rank rate weigh واژههای انگلیسی با این معنی evaluate ارزيابي کردن، قيمت کردن، تقويم کردن evaluator ارزيابي کردن، قيمت کردن، تقويم کردن revaluate از نو ارزيابي کردن reappraise دوباره ارزيابي کردن، دوباره مورد ملاحظه قرار دادن revalue دوباره ارزيابي کردن valuate ارزش چيزي رامعين کردن، ارزيابي کردن. overrate زياد برآورد کردن، بيش از ارزش واقعي ارزيابي کردن gert graphical evaluation & review technique، روشي براي فرموله کردن و ارزيابي سيستمها، با استفاده از يک مشي شبکه اي appreciate قدرداني کردن، قيمت گذاردن، ارزيابي کردن appreciator قدرداني کردن، قيمت گذاردن، ارزيابي کردن assayed ارزش، بها، قيمت value ارزش، بها، قيمت