اسفنج معنی انگلیسی foam sponge واژههای انگلیسی با این معنی platinum sponge اسفنج طلاي سفيد sponge absorbs water اسفنج ابراجذب مي کند، ميکشد، ميمکد gelatin sponge absorbable اسفنج ژلاتين قابل جذب، ماده ژلاتيني استريل، قابل جذب probang ميل نرم جراحي که درسران اسفنج يادکمه، ياچيزديگري نهاده درمري فروبرند sponge ابر، اسفنج، توپ پاک کن poriferan جانور اسفنجي، اسفنج، وابسته به اسفنجها spongology ابر شناسي، اسفنج شناسي pyrocellulose پنبه باروتي، اسفنج باروتي foamie فوم، اسفنج داخل کفش اسکي spohnge ابر زدن، با ابريا اسفنج پاک کردن، پاک کردن swab لوله پاک کن، چوبي که برسران پنبه يا اسفنج پيچيده براي پاک، کردن بکاربرند swob لوله پاک کن، چوبي که برسران پنبه يا اسفنج پيچيده براي پاک، کردن بکاربرن pumice stone سنگ پا، خاز، اسفنج معدني keratose شاخي، داراي ليفهاي شاخي، جسم شاخي اسفنج luffa رجوع شود به dishcloth gourd، پيچ ليف، بخش خارجي اين کدو که اسفنج مانند است