اسیر معنی انگلیسی captive prey slave واژههای انگلیسی با این معنی captive اسير، گرفتار، دستگير lead captive اسير کردن، به اسارت بردن eat the ball اسير شدن با توپ بجاي پرتاب (فوتبال، آمريکايي) insnare بدام انداختن، اسير کردن prisoner of war زنداني جنگي، اسير جنگي take captive دستگير کردن، اسير کردن capture تسخير، تصرف، اسير war crimes جنايات جنگي، اعمالي را گويند که اگر از سربازان يا، اتباع دشمن صادر شود در صورت اسير شدن prisoner زنداني، محبوس، حبسي captivate شيفتن، مجذوب کردن، فريفتن captivator شيفتن، مجذوب کردن، فريفتن slave بنده، برده، غلام martyr شهيد، فدايي، کشته در راه خدا