اصلاح کننده معنی انگلیسی reformer واژههای انگلیسی با این معنی improver اصلاح کننده، ترقي کننده، بهبودي دهنده corrective اصلاح کننده، تاديب کننده، چيزي که مايه اصلاح ياتاديب گرد د reformer اصلاح کننده، مصلح، اصلاح جو emendator اصلاح کننده، مصحح، غلط گيري کننده rectifier اصلاح کننده، الت تقطيريا پالايش amender اصلاح کننده modifier تغيير دهنده، اصلاح کننده، تعديل دهنده reviser تجديد نظر کرده، اصلاح کننده، هيئت تجديد کنندگان ترجمه کتاب مقدس righter درست کننده، اصلاح کننده، دادخواه mender تعمير کننده، اصلاح کننده self correcting خود بخود اصلاح شونده، اصلاح کننده نفس خود. redresser رفع کننده، چاره کننده، اصلاح کننده accommodator پذيرائي کننده، جا دهنده، وفق دهنده progressive پيش رونده، مترقي، ترقي کننده orthoptic وابسته به اصلاح نقص بينايي، درست کننده نقص بينايي revisory اصلاحي، اصلاح آميز، تجديدي