اضمحلال معنی انگلیسی breakup collapse overthrow واژههای انگلیسی با این معنی stramash انهدام، اضمحلال، خرد کردن electron decay تجزيه الکترون، اضمحلال الکترون tailspin سقوط، زوال، اضمحلال collapse فروريختگي، اوار، اضمحلال breakup فروپاشي، فروريخت، تلاشي