اظهار کردن معنی انگلیسی allege observe remark represent say state واژههای انگلیسی با این معنی declare اظهار کردن، اظهار داشتن، صورت دادن affirm اظهار کردن، بطورقطع گفتن، تصديق کردن affirmable اظهار کردن، بطورقطع گفتن، تصديق کردن express one's views اظهار نظر کردن make a comment اظهار نظر کردن express an opinion اظهار عقيده کردن make a suggestion اظهار عقيده کردن pass an opinion اظهار عقيده کردن assert اظهار (قطعي) کردن، ادعا کردن assertable اظهار (قطعي) کردن، ادعا کردن assertible اظهار (قطعي) کردن، ادعا کردن assertively اظهار (قطعي) کردن، ادعا کردن asseverate بطور جدي اظهار کردن suggest اشاره کردن بر، اظهار کردن، اظهار عقيده کردن pronounce تلفظ کردن، ادا کردن، اظهار کردن thank سپاس گزاري کردن از، تشکر کردن، اظهار تشکر کردن از emote هيجان بخرج دادن، هيجان نشان دادن، (بشوخي) اظهار احساسات کردن. testified گواهي دادن، شهادت دادن، تصديق کردن testifies گواهي دادن، شهادت دادن، تصديق کردن testify گواهي دادن، شهادت دادن، تصديق کردن opine برآن بودن، گمان داشتن، عقيده داشتن resent متغير شدن از، رنجيدن از، خشمگين شدن از resentfully متغير شدن از، رنجيدن از، خشمگين شدن از advance پيش بردن، بالا بردن، جلو بردن