اعتماد کردن معنی انگلیسی accredit rely repose trust واژههای انگلیسی با این معنی trut اعتماد کردن، اطمينان داشتن، توکل کردن relied اعتماد کردن، تکيه کردن، اطمينان داشتن relies اعتماد کردن، تکيه کردن، اطمينان داشتن rely اعتماد کردن، تکيه کردن، اطمينان داشتن lippen محول کردن، اعتماد کردن. calculable بشمار آمدني، حساب کردن، برآورد کردني confide سپردن، محرمانه گفتن، اطمينان کردن affiance اطمينان، اعتماد، عهد ازدواج plighted اطمينان، اعتماد، عهد ازدواج