امتیازات
معنی انگلیسی
numbers
واژههای انگلیسی با این معنی
- privileges and immunities امتيازات، مصونيتها
- diplomatic privileges امتيازات سياسي، امتيازات ديپلماتيک
- scoreboard تابلوي امتيازات
- count palatine قلمرو خود امتيازات شاهانه داشت، قلمرو
- preferentialism اصول دادن امتيازات به برخي کشورها نسبت به، حقوق گمرکي کالاي انها
- apanage امتيازات و اموالي که بفرزند ارشد (شاهزاده)، اختصاص داشت، ايالت
- postliminy or minium حق دوباره يدست اوردن امتيازات و حقوق کشوري
- rehabilitate بشهرت واعتبار نخستين رساندن، داراي امتيازات نخستين کردن
- rehabilitative بشهرت واعتبار نخستين رساندن، داراي امتيازات نخستين کردن
- evil-favoured موردمساعدت، طرف توجه، داراي امتيازات
- regalia سيگار بزرگ رهاي سلطنتي، نشانهاوعلائم، امتيازات سلطنتي
- baroness بانوي بارون، همسر بارون، زن اشرافي
- appanage حصه ملکي، ملک يا زمين تابع، صفت طبيعي
- royalties پادشاهي، شاهي، سلطنت
- royalty پادشاهي، شاهي، سلطنت
- palating (تش.)استخوان کام، وابسته بسق، شبيه کاخ
- liberties آزادي، اختيار، اجازه
- liberty آزادي، اختيار، اجازه