امضا
معنی انگلیسی
autograph signature subscription
واژههای انگلیسی با این معنی
- signature امضا، دستينه، رقم
- forging signatures امضا سازي
- signatories امضا کننده، صاحب امتياز
- signatory امضا کننده، صاحب امتياز
- signee امضا کننده، دستينه گذار
- undersigned امضا کننده زير
- cosign مشترکا امضا کردن، امضا کردن
- porotocol of signature مقاوله نامه امضا
- parol contract قرارداد کتبي امضا نشده، قرارداد شفاهي
- pay to self به امضا کننده بپردازيد
- underwrite در زير نوشتن يا امضا کردن، تعهد کردن، بيمه کردن
- underwritten در زير نوشتن يا امضا کردن، تعهد کردن، بيمه کردن
- underwrote در زير نوشتن يا امضا کردن، تعهد کردن، بيمه کردن
- syngraph سندي که به مهر و امضا کليه، تنظيم کنندگان رسيده باشد
- indorse پشت نويسي کردن، امضا کردن، ظهر نويسي کردن
- indorsation پشت نويسي کردن، امضا کردن، حواله کردن
- verbal note تذکاريه غير رسمي، يادداشت بي امضا
- attestation clause عبارتي که در ذيل اسناد بلافاصله قبل از، اسامي گواهي کنندگان امضا، امضا کننده
- subscriber مشترک، تعهد کننده (بوسيله امضا)، امضا کننده
- gentelmen's agreement موافقتنامه دوستانه، کليه توافقهايي که مستند به اسناد رسمي، و امضا شده نباشد
- brian kellogg پيمان بريان کلوگ، پيماني که مبتکر آن بريان کلوگ وزير، خارجه امريکا در 1928 بود و امضا کنندگان
- sans recours بدون رجوع، عبارتي که ظهر نويس وقتي به نمايندگي از، جانب ديگري ظهر نويسي مي کند قبل ار امضا
- attestation گواهي، شهادت، تصديق
- sign نشان، نشانه، علامت