امیدوار معنی انگلیسی affirmative expectant hopeful sanguine wishful واژههای انگلیسی با این معنی hopeful اميدوار. light heart دل اميدوار، اميدواري expectant heir وارث اميدوار hopping اميدوار بودن Panglossian خوشبين و ساده دل، احمق و اميدوار tantalization آزار کردن (کسي بدينسان که او را به چيزي، اميدوار به وصال آن نزديک کنند)، آزردن tantalize آزار کردن (کسي بدينسان که او را به چيزي، اميدوار به وصال آن نزديک کنند)، آزردن expectant منتظر، متوقع، چشم دارنده cheerful بشاش، پيشاني گشاده، خوش (رو) reliant متکي، پشت گرم، دلگرم sanguineous خوني، دموي قرمز، برنگ خون trut اعتماد کردن، اطمينان داشتن، توکل کردن