اهتزاز معنی انگلیسی flourish wave waver واژههای انگلیسی با این معنی vibration اهتزاز، ارتعاش، لرزه wafture اهتزاز، تموج، باد بزن. aflutter در اهتزاز، در حال لرزش. kaleidophone اهتزاز نما vibratility قابليت اهتزاز يا نوسان waff حرکت دستان، اهتزاز، وزش pulsation ضربان، اهتزاز fluttery پرپرزني، اهتزاز. vibrational (vibratility، vibration) اهتزاز، ارتعاش vibroscope ارتعاش بين، اهتزاز نما vibratile جنبنده، قابل اهتزاز، قابل ارتعاش vibrator ارتعاش کننده، اهتزاز کننده، مايه اهتزاز يا جنبش flag waving ميهن پرستي بحد افراط وجنون، اهتزاز پرچم. flickering لرزان، کورکوري، در اهتزاز vibrative ارتعاشي، اهتزازي، ارتعاش يا اهتزاز کننده thrill لرز، لرزه، ارتعاش thrillingly لرز، لرزه، ارتعاش wafta نفخه، نسيم، شناوري pulse نبض، زدن، ضربان pulsatile زدني، ضرباني، دقي swinger نوسان دار، اونگي، ولگرد