با اشاره معنی انگلیسی allusively واژههای انگلیسی با این معنی dactylology فن اشاره با انگشت ripe lips لبهاي قرمز (با اشاره برنگ ميوه رسيده) nod سر تکان دادن، با سر اشاره کردن، سر پايين انداختن gesticulate درسخن گفتن بادست وسراشاره کردن، با اشاره فهماندن wink چشمک زدن، با چشم اشاره کردن، باز و بسته شدن pinpoint چيز کوچک، با دقت اشاره کردن به . quantification تعيين مقدارياکيفيت، تعريف قضيه اي با اشاره بمقداران modally از لحاظ چگونگي، بطور شرطي، با اشاره بوجه insinuate جا دادن، سراندن، اهسته داخل کردن yalta conference کنفرانس يالتا، کنفرانسي که به سال 1945 در يالتا واقع، در شبه جزيره کريمه با شرکت روزولت tuch لمس کردن، تماس دادن با، متاثر کردن nudge با آرنج زدن، سقلمه زدن، اشاره کردن به inkling اشاره، پي، اگاهي کم که با ان بچيزي پي برند