باد
معنی انگلیسی
wind
واژههای انگلیسی با این معنی
- wind باد، نفس، گاز (در روده و شکم)
- head-wind باد، روبرو، باد مخالف
- elation باد، غرور، فخر
- windier پر باد، باد خور، طوفاني
- windiest پر باد، باد خور، طوفاني
- windily پر باد، باد خور، طوفاني
- wingfooted باد پا، تندرو
- tail wind باد دم
- birr تند باد، عجله وسرعت، صداي چرخيدن.
- windbreak باد شکن، ديواره اي که در مقابل باد قرار ميدهند تا شدت، باد را کاهش دهد
- louver باد گير، گنبدروزنه دار براي روشنايي دادن يا دود، کشيدن
- flatuous باد دار، باداور، بادي
- flatulent باد دار، باداور، نفخ اور
- gusty باد دار، بادخيز، اشتها اور
- wind fire angle سمت باد، سمت نقشه اي باد
- weather cock باد نما، ادم دمدمي مزاج
- wind vector سمت باد، جهت حرکت باد
- wind ward طرف باد، رو بباد، بادخور
- violent wind تند باد، باد شديد
- anemometer باد سنج، باد نما
- anemometric باد سنج، باد نما
- strong wind باد تند، باد قوي
- vane باد نما، پره
- anemography شرح باد