بارندگی
معنی انگلیسی
precipitation rain rainfall
واژههای انگلیسی با این معنی
- onfall بارندگي، نزول، حمله
- rainfall بارندگي، مقداربارندگي
- rain fall بارندگي
- hyetology علم بارندگي، گفتار در باره بارش، مبحث بارش
- rainfall intensity شدت بارندگي
- downpour بارندگي زياد
- effective rainfall بارندگي موثر
- hyerograph نقشه بارندگي
- onding بارندگي زياد
- snowfall بارندگي (برف)
- annual precipitation بارندگي ساليانه
- hyetography نقشه کشي از بارندگي، نمايش بارش با نقشه
- average annual precipitation متوسط بارندگي سالينه
- storm water فاضلاب ناشي از بارندگي، فاضلاب سطحي
- lapseratc ميزان بارندگي به نسبت بلندي ها
- rain discharge حجم بارندگي در يک حوزه تقسيم بر مدت، ريزش بارندگي
- quady رودي که فقط در فصل بارندگي جريان دارد، و در بقيه فصول خشک مي باشد
- rain باران، بارندگي
- monsoon باد موسمي در جنوب آسيا و اقيانوس هند، موسم بارندگي، باد موسمي
- rain gage باران سنج، وسيله سنجش ميزان بارندگي.
- ephemeral stream رود فصلي، رودي که در موقع بارندگي آب، در آن جريان دارد
- wet year سال پر آب، سالي که ميزان بارندگي از حد، معمول ساليانه بيشتراست
- dry year خشک سال، سالي که ميزان بارندگي در آن، از حد معمول کمتر است
- runoff جريان، جريان آب حاصل از بارندگي در، حوزه آبريز