باره معنی انگلیسی case effect fence horse issue respect theme topic واژههای انگلیسی با این معنی regarding در باره، راجع به lake rampart آب باره monocarpic تک باره ter سه باره bioaccumulation زيست باره one shot يک باره اي. countermark انگ دوم باره، انگ بالاي انگ aftercrop حاصل دوم باره، حصاد دوم، دوباره حاصل دادن reapparition ظهور دوم باره، ظهور مجد د، برگشت rearrngement ترتيب دوم باره، ترتيب مجد د، پس وپيش سازي deuterogamy عروسي دوم باره، تجديدفراش re order سفارش دوم باره reorganization سازمان دوم باره، تشکيلات دوباره، تجديد سازمان retrial ازمايش دوم باره، محاکمه مجد د، تجديد نظر re-examination باز پرسي دوم باره، استنطاق مجد د، امتحان دوم باره monograph گزارش نوشته در باره يک چيز، شرح مفصل از يک موضوع monographic گزارش نوشته در باره يک چيز، شرح مفصل از يک موضوع till further notice تا اخطار دوم باره يا ثانوي monographist نويسنده شرح مفصل در باره يک موضوع geostrategy شاخه اي از فيزيک سياسي که در باره علم، لشکر کشي بحس ميکند، زمين شناسي zoo ecology قسمتي از علم جانور شناسي که در باره روابط، جانور با محيط خود بحث ميکند، بوم شناسي vallum بارو، باره، استحکامات rampart بارو، باره، استحکامات rampire بارو، باره، استحکامات