باعجله معنی انگلیسی hastily واژههای انگلیسی با این معنی lickety split (ز.ع .- امر) باعجله، باسرعت وتعجيل. make off ناگهان ترک کردن، باعجله ترک کردن. expeditiously تند، سريعا، بسرعت skedaddle فرار کردن، گريختن، پا بفرار گذاردن busk فنر، شکم بند، مجهز کردن posthaste پيک تندرو، فوري، اني glug قل قل، قل قل کردن، شر شر کردن amain بانيرو، باقوت تمام، بشدت تمام