بافتن معنی انگلیسی manufacture twine weave واژههای انگلیسی با این معنی knit بافتن، درهم کشيدن، چين دادن weave بافتن، درست کردن، ساختن pleach بهم بافتن، با شاخه هاي بافته درست کردن interweave با هم بافتن، درهم بافتن، با هم اميختن interwove با هم بافتن، درهم بافتن، با هم اميختن inweave (باهم) بافتن babiche تسمه يا بند چرمي که در بافتن يا بستن به کار، ميرود trump up نسبت ناروا دادن، دروغ بافتن، تهمت زدن. intwine بهم پيچيدن، درهم بافتن، در اغوش گرفتن entwine (بهم) پيچيدن، (درهم) بافتن، درآغوش گرفتن cornrow آرايش رده اي، گيسو را به صورت نواره هايباريک بافتن inwind (بهم) پيچيدن، درآغوش گرفتن، (درهم) بافتن braid قيطان، گلابتون، مغزي tress طره، گيس بافته، گيسو needlepoint گلدوزي، توري دوزي، برودري دوزي wattle چير، ترکه براي ساختن چير، ترکه