بالا بردن معنی انگلیسی boost heighten hike lift raise up uprear wind واژههای انگلیسی با این معنی hoist بالا بردن، بلند کردن، بر افراشتن casual uplift بالا بردن موقتي، بالا رفتن موقتي set sail بالا بردن بادبان، syn : make sail jigging بالا و پايين بردن طعمه در آب top up بالا بردن بوم جرثقيل (دريايي) high stick بالا بردن غيرمجاز چوب (هاکي روي يخ) equity financing بالا بردن يا ايجاد سرمايه با فروش سهام indian check سد کردن راه حريف با بالا بردن چوب بالاي، سر او براي ضربه زدن به چوب او (لاکراس) put option خيار بايع در مورد بالا بردن قيمت قبل از، تسليم مبيع ارزش پول تنزل کند dapping نوعي صيد ماهي با بالا و پايين بردن طعمه، تا مماس آب شود high-stick ضربه زدن به حريف با بالا بردن چوب (هاکي، روي يخ) uprear بلند شدن، بالا بردن، نصب کردن. elvate بالا دادن لوله، بالا بردن، بالابردن لوله advance پيش بردن، بالا بردن، جلو بردن upraise بلند کردن، بالا بردن. flag hoist مخابره با پرچم، بالا بردن پرچم elevation of security زياد کردن تامين، بالا بردن حاشيه امنيت jack خرک، (براي بالا بردن چرخ) جک، باربردار antilift device ماسوره ضد بلند کردن مين، ماسوره ضد بالا بردن مين customize فرآيند تغيير يک قطعه از نرم افزار يا، سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن، کارايي آن stakhnovism استاخانوويسم، افزايش توليد از طريق بالا بردن کميت، توليد هر کارگر skyrocket موشک هوايي، مثل موشک بهوا پرتاب کردن، بسرعت بالا بردن hike گردش، پياده روي، مبلغ را بالا بردن. peripheral slots شکاف هاي خالي که در بعضي کامپيوترها، قرار دارند تا کارتهاي مدار چاپي بتوانند، براي بالا بردن قابليت هاي سيستم بدون