بتونه معنی انگلیسی caulk filler putty underlay واژههای انگلیسی با این معنی Spackle بتونه، پر کنک، درزگير glazing compound بتونه painter's putty بتونه clairecelle چسب بتونه clearcole چسب بتونه front putty بتونه جلو paste wood filler بتونه چوب sealings بتونه آب بندي، بتونه ها، آب بنديها puttier بتونه کار شيشه، زاموسقه کار. calker بتونه کاري کردن، زيرپوش سازي کردن، مسدود کردن caulking gun تلمبه بتونه زني caulker درزگير کشتي، بتونه کار came ميله سربي، بتونه سربي، امد primming چاشني گذاري کردن، بتونه کاري کردن، راه انداختن موتور يا گرم کردن آن tar down روکش گرفتن، بتونه مالي کردن، مسدود کردن سوراخها (دريايي) sealant عامل درزگير، وسيله بتونه کاري، وسيله مهر وموم. caulk درز (کشتي را) گرفتن، شکاف وسوراخ چيزي را گرفتن، بتونه گيري کردن