بدخو معنی انگلیسی cross-grained liverish واژههای انگلیسی با این معنی snappish بدخو، تندمزاج، زودرنج fractious بدخو، کج خلق، عبوس uncontrollability بدخو، کج خلق، عبوس ungovernableness بدخو، کج خلق، عبوس unmanageability بدخو، کج خلق، عبوس grumpier بدخو، عبوس، ترشرو grumpiest بدخو، عبوس، ترشرو grumpish بدخو، عبوس، ترشرو grumpy بدخو، عبوس، ترشرو bad tempered بدخو، تندخو. grum بدخو، ترشرو crabbed ترشرو، بدخو، عبوس ill humored بداخلاق، بدخو، مخالف farouche يونجه گل قرمز، کمرو، وحشي صفت. nastier ناپاک، پليد، بد nastiest ناپاک، پليد، بد nasty ناپاک، پليد، بد hellcat لجاره، زن لجاره، ساحره gruff تند، خشن، درشت