برافروختگی معنی انگلیسی flush واژههای انگلیسی با این معنی red heat برافروختگي. heatedly درحال برافروختگي، باهيجان، بگرمي provocation انگيختگي، برافروختگي، انگيزش outburst طغيان، برافروختگي، از جا در رفتگي provacation انگيختگي، برافروختگي، انگيزش franticness ازجادر رفتگي، ديوانگي، برافروختگي glow تابيدن، قرمزشدن، سوختن incandescing تابيدن، قرمزشدن، سوختن