برش معنی انگلیسی cut clip slice snip snippet wedge واژههای انگلیسی با این معنی section برش، مقطع، برشگاه scissoring برش، تاليف بوسيله گرداوردن برش هاي گوناگون از، کتابهاومانندان excision برش، بريدن، قطع cut برش، قطع، بريدگي slice برش، قاش، بخش sliceable برش، قاش، بخش clip برش، چين، چيدن incision برش، بريدگي، چاک amputation برش، قطع (اندام)، قطع عضوي از بدن borsch برش، نوعي ابگوشت سبزي دار روسي. detruncation برش، قطع، بريدگي scission برش، قطع، بريدگي concision برش، بريدن، قطع abrasive cutting برش، اره کاري cutting die برش، صفحه برش insection برش، حلقه بري collop برش، گوشت coupon برش cardiotomy برش دل، خزع قلب cut off limit حد برش cutting edge لبه برش، تيغه، تيغه قطع سازي cutting face سطح برش depth of cut عمق برش feathercut برش پري