بسیار بسیار
معنی انگلیسی
myriad world
واژههای انگلیسی با این معنی
- impalpable بسيار، نرم، لمس ناپذير
- unappreciable بسيار، نرم، لمس ناپذير
- unnoticeable بسيار، نرم، لمس ناپذير
- unobservable بسيار، نرم، لمس ناپذير
- multitudinous بسيار، زياد، کثير
- ever so بسيار، تابخواهي، هرچه تصورکني
- foison بسيار، فراوان، فراواني
- gey بسيار، خيلي، قابل ملاحظه
- far and away بسيار، خيلي، خيلي دور
- abundant بسيار، فراوان، وافر
- sopping بسيار، شديد، کاملا.
- trop بسيار، خيلي، فراوان
- verier بسيار، بسي، چندان
- veriest بسيار، بسي، چندان
- very بسيار، بسي، چندان
- molto بسيار، خيلي، زياد
- clinking بسيار، بسيارخوب
- tanto بسيار، چندان
- scarcely بسيار کم، اندکي، به سختي
- seldom بسيار کم، ندره، بندرت
- very little بسيار کم، خيلي کم (يا کوچک)
- multiped بسيار پا، پر پا
- multocular بسيار چشم، مختصر و مفيد، کوتاه و سودمند
- polyphonic بسيار صدا، نماينده چندين صدا