بقایا معنی انگلیسی relics trace vestige wreckage واژههای انگلیسی با این معنی reliquiae بقايا، مرده ريگ. remaining باقيمانده، بقايا، بقيه السيف remains جنازه، جسد، بقايا relic اثر، باقي مانده، چيزيکه از مقدسان بطور يادگار مانده باشد leftover پس مانده، قايمانده، پس مانده غذا remnant باقي مانده، بقيه، بقيه السيف