بلند شدن معنی انگلیسی lift up واژههای انگلیسی با این معنی uprear بلند شدن، بالا بردن، نصب کردن. louden بلند (تر) شدن clean aircraft هواپيماي آماده بلند شدن، هواپيماي بدون مخازن خارجي slope soaring بلند شدن به هوا از بالاي تپه take the count بلند شدن پس از شماره 10 (بوکس) leg break بلند شدن توپ از سمت توپزن بطرف ميله، (کريکت) parasailing بلند شدن در هوا با چتر بکمک اتومبيل يا، قايق موتوري، بلند شدن در هوا با چتر بکمک قايق موتوري parakiting بلند شدن در هوا با چتر بکمک اتوميبل يا، قايق موتوري knock-on بلند شدن توپ از زمين از ضربه دست بازيگر، (رگبي) arise برخاستن، بلند شدن، رخ دادن half volley پرتاب نزديک به توپزن که بيدرنگ پس از، بلند شدن ضربه مي خورد (کريکت)، ضربه بلافاصله پس از تماس توپ با سطح ascend بالا رفتن، صعود کردن، بلند شدن get up درست شدن، برخاستن، بلند شدن telescope دوربين نجومي، تلسکپ، در توي يکديگرحرکت کردن يا کوتاه و بلند شدن tower برج، پناه گاه، قد کشيدن rise برخاستن، بلندن شدن، پاشدن