بم
معنی انگلیسی
bass
واژههای انگلیسی با این معنی
- low pitched بم، کم مايه، کم دانگ
- bass control پيچ بم
- bass response بم پذيري
- double bassoon قره ني بم
- string bass ويولون سل بم، کنترباس.
- pianette پيانوي کوچک بم
- contralto بم ترين صداي زنانه
- contraltosMusic بم ترين صداي زنانه
- coloratura آهنگ پرجلوه و پرزير و بم، خواننده اي که همراه چنين آهنگي ميخواند، زير و بم و جلوه
- continuo همنوازي با ابزار موسيقي بم
- saxtuba شيپور برنجي داراي صداي بم.
- basso کسي که با صداي بم اوازميخواند .
- bass ماهي خاردار، بم، صداي بم
- contrabandist يکجورويالن بزرگ بسياربم، کمانچه بم
- ground bass (در موسيقي)، اهنگ بم مختصري که ميان اهنگ ملودي و، هارموني تکرار شود.
- violoncello ويولن سل (فرانسه)، ويلون بزرگ بم که درميان زانوها گذاشته مي، نوازند
- bass viol ويولن سل (فرانسه)، ويالن بزرگ بم که درميان زانوهاگذاشته شود
- low پست، آهسته، بم
- coloristic وابسته به رنگ و کاربرد رنگ، رنگپردازي، داراي زير و بم زياد و تن صدا و مايه
- modulator تعديل کننده، ميزان کننده، تحرير دهنده
- modulate تعديل کردن، ميزان کردن، بمايه در آوردن
- modulative تعديل کردن، ميزان کردن، بمايه در آوردن
- intonation با اواز خواني، يک نواخت خواني، تلحين