بی جان معنی انگلیسی dead inanimate insentient lifeless واژههای انگلیسی با این معنی inanimate بي جان، جامد، بيروح devitalise بي جان کردن، از نيرو انداختن، از کار انداختن. personification اعطاي شخصيت بچيزهاي بي جان و خرد، ادم سازي، مجسم سازي abiogenesis ايجاد موجود زنده از مواد بي جان، توليد خود بخود still lifes (درنقاشي)، تصاويراشياء بي جان (ميوه وبطري وغيره). prosopopoeia حضوردادن بشخص غائب يا مرده، تجسم، تشخص perdu پنهان، مخفي، سرباز جان فشان perdue پنهان، مخفي، سرباز جان فشان ruffian آدم بي شرف وهرزه، لوطي، وبش gabion سبداستوانه اي و بي ته که ازخاک برکرده بجاي، جان پناه بکارميبر grandmamma مادبزرگ (بزبان کودکان)، نه نه جان، بي بي