بیرحم
معنی انگلیسی
barbarian barbaric inexorable unrelenting
واژههای انگلیسی با این معنی
- remorseless بيرحم، سخت دل، سنگدل
- impiteous بيرحم، سخت دل، بيرحمانه
- merciless بيرحم، بي گذشت، سخت دل
- pitiless بيرحم، سخت دل، ناشي از سخت دلي
- dispiteous بيرحم، سخت دل، بيرحمانه
- ruthless بيرحم، سنگدل، ستمگر
- ironhearted بيرحم، سنگدل
- cruel ستمکار، بيرحم، جفاکار
- insensible to pity بي عاطفه، بيرحم
- shylock (نام رباخوار يهودي در نمايشنامه ي (شايلاک، طلبکار بيرحم، رباخوار
- slave driver مباشر بردگان هنگام کارکردن، کارفرماي بيرحم
- hellkite آدم سنگدل، آدم بيرحم و بدرفتار، عفريتخوي
- sadist کسيکه ازشکنجه کردن الت شهوت راني لذت ميبرد، شهوت ران، بيرحم
- atrocious شرير، ستمگر، بيرحم
- brutal جانور خوي، حيوان صفت، بيرحم
- storm trooper گارد حمله المان نازي، گروه توفان، بيرحم.
- hardhanded داراي دستهاي پينه بسته، زمخت دست، سختگير و بيرحم
- brute جانور، حيوان، آدم بي شعور يا کودن يا بيرحم يا شهواني
- brutishly جانور، حيوان، آدم بي شعور يا کودن يا بيرحم يا شهواني
- brutishness جانور، حيوان، آدم بي شعور يا کودن يا بيرحم يا شهواني
- relentless سخت دل، سنگدل، نرم نشدني
- truculent درنده خو، سبع، وحشي
- bloodthirstily تشنه بخون، خونريز، سفاک
- bloodthirsty تشنه بخون، خونريز، سفاک