بیعت معنی انگلیسی allegiance covenant faith واژههای انگلیسی با این معنی homager بيعت کننده، تجليل کننده، کرنش کننده . nonjuror کسي که بيعت نميکند، ناسوگند خور، بيبيعت liege man هم بيعت نسبت به تيولدار، وفادار، رعيت جان نثار. homage اعلا م رسمي بيعت از طرف متحد يا متفقي نسبت، به پادشاه، تجليل uncovenanted بدون عهدنامه، بي بيعت، بي تعهد liegeman رعيت جان نثار، بيعت کننده subinfeudate اعطاي اراضي تيول از طرف اميري به امير، ديگري براي بيعت با او، ملوک الطوايفي فرعي. fealties وفاداري، نمک شناسي، بيعت fealty وفاداري، نمک شناسي، بيعت vassalage بندگي، رعيتي، تبعيت