بیمه کردن معنی انگلیسی assure indemnify insure underwrite واژههای انگلیسی با این معنی insure بيمه کردن، ضمانت کردن، تامين کردن reinsure بيمه اتکائي کردن coinsure بيمه اتکايي کردن.، مشترکا بيمه کردن، بيمه ي مشترک کردن underwrite policy بيمه نامه را ظهر نويسي کردن underwrite در زير نوشتن يا امضا کردن، تعهد کردن، بيمه کردن underwritten در زير نوشتن يا امضا کردن، تعهد کردن، بيمه کردن underwrote در زير نوشتن يا امضا کردن، تعهد کردن، بيمه کردن reasure دوباره اطمينان يا قوت، قلب دادن به، دوباره بيمه کردن assurable اطمينان دادن، خاطر جمعي يا دلگرمي دادن، حتمي کردن assure اطمينان دادن، خاطر جمعي يا دلگرمي دادن، حتمي کردن undoubting اطمينان دادن، خاطر جمعي يا دلگرمي دادن، حتمي کردن indemnified جبران کردن، پرداختن، تاوان دادن indemnifies جبران کردن، پرداختن، تاوان دادن indemnify جبران کردن، پرداختن، تاوان دادن