تا کردن
معنی انگلیسی
collapse fold ply
واژههای انگلیسی با این معنی
- interfold اندر تا کردن، اندر پيچ کردن
- play out تا اخر ايستادگي کردن، تا اخر ايفا کردن، تا اخر بازي کردن
- follow through چيزي را تا اخر دنبال کردن، بانجام رساني.
- deal lift بلند کردن وزنه تا کمر و پايين بردن
- stall out کند کردن سرعت تخته موج تا موج بگذرد
- decarburizing گرم کردن آهن يا فولاد کربن تا دماي کافي، براي سوختن يا اکسيد شدن کربن
- bateau نوعي قايق سبک وزن.، وابسته به چاک کردن پيراهن زنانه که تا، شانه هاميرسد
- bending test آزمون خمش، آزمون تاشوندگي، آزمايش خمش
- sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي
- tinct. = tincture، تنتور، محلول الکلي يا هيدروالکلي که از يک داروي
- DSR حروف اختصاري Data Set Ready، سيگنالي است که در، ارتباطات سريال مورد استفاده قرار ميگيرد و توسط مودم به
- ten key pad مجموعه اي مجزا از کليدهاي شماره گذاري، شده از 0 تا 9 روي يک صفحه کليد که وارد، کردن عدد را آسان مي سازد
- stodge درگل ولاي ماندن، در وهل ماندن.، مطلب ملال انگيز
- cross-trail فاصله عمود بين محل رها کردن بمب يا جسم، سقوط آزاد ديگر تا محل برخورد آن با زمين
- cleco fastener وسيله اي مانند فنر براي محکم کردن صفحات، فلزي به يکديگر تا اتمام مراحل پرچکاري
- intermit تا چندي وا داشتن، تا چندي ول دادن، نوبت داشتن
- stripe لخت کردن، برهنه کردن، تهي کردن
- submission hold خفه کردن، کانستنس يا شکستن دست از مفصل، تا آرنج (جودو)
- practice makes perfect کار نيکو کردن از پر کردن است، کارکن تا استاد شوي