تاخت
معنی انگلیسی
bashing _ charge offense sprint
واژههای انگلیسی با این معنی
- gallop تاخت، چارنعل، تاخت کردن
- onset تاخت، يورش، هجوم
- raid تاخت وتاز، تاخت، حمله
- inburst تاخت وتاز، تهاجم، استيلا
- inruption تاخت وتاز، تهاجم، استيلا
- invasion تاخت و تاز، هجوم، استيلا
- inbreak تاخت و تاز، هجوم، تهاجم
- foray تاخت و تاز، تهاجم، تهاجم کردن
- irrupt تاخت و تاز، تهاجم، حمله ناگهاني
- irruption تاخت و تاز، تهاجم، حمله ناگهاني
- irruptively تاخت و تاز، تهاجم، حمله ناگهاني
- incursion تاخت و تاز، تهاجم، تاراج
- inroad تاخت و تاز، تهاجم، تعدي
- gallopaded تاخت و تاز
- irruptive تاخت وتازکننده، متهاجم، حمله کننده
- invade تاخت و تاز کردن، هجوم کردن بر، حمله کردن بر
- overrun تاخت و تاز کردن در، تاراج کردن، تهاجم کردن
- raiding party قسمت مامور دستبرد يا تاخت، قسمت مامور کمين
- jutes جوتها:يکياز سه قبيله الماني......تاخت، وتازکرده دران جاي گزيدند
- hand-gallop چارنعل سبک، تاخت ملايم
- golden horde سپاهيان مغول که در قرن سيزدهم اروپاي، شرقي را مورد تاخت و تاز قرار دادند.
- ravage ويران کردن، غارت کردن، تاخت وتازکردن
- incursive تهاجم کننده، تهاجمي، تاخت و تاز اميز
- invasive هجوم کننده، مهاجم، تاخت و تاز کننده