تاریک معنی انگلیسی black dark dismal dusky murky night obscure shadowy somber sombre sunless واژههای انگلیسی با این معنی dark تاريک، تيره، ديجور aphotic تاريک، بي فروغ.، وابسته به ژرفاي بيش از صدمتر darksome تاريک، تيره، ديجور sombre تاريک، تيره (رنگ)، افسرده sombrous تاريک، تيره (رنگ)، افسرده murky تاريک، غليظ، افسرده duskier تاريک، تيره duskiest تاريک، تيره dusky تاريک، تيره dust تاريک، تيره pulverous تاريک، تيره subfuscous تاريک، تيره tenebrous تاريک، تيره murk تاريک murkily تاريک darkle تاريک شدن، تاريک نمودن، پنهان ماندن cat-eyed تاريک بين، چشم گربه اي duskily تاريک وار، به تيرگي becloud تاريک کردن، ابري کردن، تار کردن overshadow تاريک کردن، تيره کردن، مبهم ساختن darken تاريک کردن، نابيناکردن، مبهم کردن obtenebrate تاريک کردن، سايه افکندن بر camera obscura اطاق تاريک، فانوس عکاسي dark lines خطوط تاريک