تازه شدن معنی انگلیسی revive واژههای انگلیسی با این معنی attorn مستاجري مالک تازه اي را متعهد شدن، بديگري واگذار کردن، اجاره داري کردن freshen تازه کردن، خنک کردن، شيرين کردن resurface دوباره به سطح آمدن، روآمدن، دوباره هويدا شدن acclimate خودادن، عادت دادن (به آب وهواي تازه)، به اب و هواي جديد خو گرفتن revive زنده شدن، نيروي تازه گرفتن، دوباره داير شدن rejuvenesce دوباره جوان شدن، زندگي تازه يافتن، زندگي تازه دادن به