تحریک کننده معنی انگلیسی instigator provoker واژههای انگلیسی با این معنی incitor تحريک کننده، محرض rebarbative تحريک کننده . ignition anode آند تحريک کننده، آند کمکي، آند احتراق inductor voltage ولتاژ تحريک کننده، ولتاژ اندوکتور rabble rouser تحريک کننده توده مردم، عوام انگيز. magnetic hysteresis angle زاويه فاز جريان تحريک کننده irritant برانگيزنده، تحريک کننده، سوزش اور irritator برانگيزنده، تحريک کننده، سوزش اور irritament برانگيزنده، تحريک کننده، هيجان اور stimulater انگيختگر، تحريک کننده، برانگيزنده . tickler غلغلک دهنده، بهم زننده، تحريک کننده قمقمه کوچک. scorcher داغ، سوزان، سريع الحرکت suasive وادار کننده، ترغيب اميز، تحريک اميز.