ترک کردن معنی انگلیسی abandon blow desert forsake jilt leave maroon quit relinquish renounce strand واژههای انگلیسی با این معنی pull out ترک کردن، عازم شدن، بيرون امدن. throw over ترک کردن. abnegate ترك كردن، انكار كردن، بخود حرام كردن relinquish a claim ترک دعوي کردن make off ناگهان ترک کردن، باعجله ترک کردن. expotriate someone ترک تابعيت کردن leave the anchorage ترک کردن لنگرگاه abjeure با سوگند ترك كردن، صرف نظر كردن از، نقض عهد كردن quit واگذارکردن، ترک کردن، بيرون رفتن از abandoning واگذاردن، ترک کردن، رها کردن abandons واگذاردن، ترک کردن، رها کردن give over دست کشيدن از، ترک کردن، واگذار کردن stet processus گزارش اصلاحي تنظيم کردن، ترک دعوي کردن light out ناگهان رفتن، بسرعت ترک کردن. stand clear فرمان عقب توپ رو (توپخانه)، جايي را ترک کردن، عقب توپ رفتن walk out اعتصاب کردن، کاري را ناگهان ترک کردن. relinquish رها کردن، ول کردن، ترک کردن give up منصرف شدن، ول کردن، ترک کردن forsaken واگذاشتن، ول کردن، ترک کردن relinguish رها کردن، ول کردن، ترک کردن emigrate مهاجرت کردن، بکشورديگر رفتن، ترک ميهن کردن renounce چشم پوشيدن از، صرف نظر کردن از، دست کشيدن از proscribe تبعيد کردن، موقوف کردن، دست کشيدن از recant پس گرفتن، انکار کردن، دست کشيدن از