تصویب معنی انگلیسی approbation approval confirmation enactment passage passing ratification sanction واژههای انگلیسی با این معنی sanction تصويب، تصديق، تجويز approbation تصويب، موافقت، رضايت approbate تصويب کردن، موافقت کردن (با)، ثابت کردن approve تصويب کردن، موافقت کردن (با)، ثابت کردن approvingly تصويب کردن، موافقت کردن (با)، ثابت کردن ratified تصويب کردن، تصديق کردن ratifies تصويب کردن، تصديق کردن ratify تصويب کردن، تصديق کردن approval of plan تصويب نقشه instruments of ratification اسناد دال بر تصويب و تصديق unit price contract قيمت واحد تصويب شده در قرارداد approval by acclamation تصويب به وسيله کف زدن و ابراز احساسات، اين گونه تصويب زماني مصداق پيدا مي کند، که مخالف جدي وجود نداشته باشد و طبعا" two man rule قانون حضور ياتصويب دو نفره يا تصويب به، وسيله دو نفر براي انجام کار subsidies پولي که مجلس براي پادشاه تصويب ميکرد و از، راه ماليات جمع آوري ميشد subsidy پولي که مجلس براي پادشاه تصويب ميکرد و از، راه ماليات جمع آوري ميشد imprimatur اجازه چاپ، تصويب، پذيرش ratification تصديق، تصويب homologate تصديق کردن، تصويب کردن، اعتراف کردن ukase فرمان، تصويب نامه discountenance نپسنديدن، تصويب نکردن، بد دانستن order in council تصميم هيات مشاورين سلطنتي، تصويب نامه دولتي approved circuit مدار تاييد شده، مدار تصويب شده مخابراتي antifederalist مخالف نظام فدرال، مخالف تصويب قانون اساسي امريکا، وابسته به جمهوريخواهان پيروتوما approval موافقت، صوابديد، تصويب