تفاله معنی انگلیسی dregs dross refuse residual residuary residue scum waste واژههای انگلیسی با این معنی dross تفاله، پس مانده، کف فلز greaves تفاله، پيه، پس مانده پيه grounds تفاله، نخاله، حياط marc تفاله residual bitumen قير تفاله، قير ته مانده furnace cinder تفاله کوره، تفاله کوره چدن ريزي coffee-grounds تفاله قهوه scoria تفاله معدني، کف megass تفاله نيشکر removal of cinder برداشت تفاله، تفاله گيري millcake تفاله ي بزرک scoria slag تفاله روباره bagasse تفاله (نيشکر)، نيشکرفشرده straight run pitch تفاله اولين تقطير furnace clinker تفاله کوره ذوب آهن blast furnace slag تفاله کوره هاي مرتفع، روباره کوره بلند، روباره slag sinter تفاله کوره آهنگدازي بلند slag کف، تفاله، چرک scoriaceous کف دار، تفاله دار. scorification پالايش مواد معدني بوسيله گداختن ان باسرب، تبديل به کف يا تفاله slag cement سيمان آهنگدازي، سيمان تفاله آهنگدازي raff خيلي زياد، اشغال، تفاله cast off بيرون انداخته شده، متروک، مردود grout ملاط رقيق، دوقاب، ابدوغ