slag
UKslæg
USslæg
معنی فارسی
کف تفاله چرک
معنی کامل و مثالها
/slag/n., vt., vi.
● (گداز گری) سرباره، روباره، داش، ریم آهن، تفالهی فلز
● گدازهی آتشفشانی (به ویژه اگر سرباره مانند باشد)
● تبدیل به سرباره کردن یا شدن، ریم آهن شدن یا کردن
● چیز بی ارزش
مترادفها
noun
Refuse, dross, recrement, cinders, scoria.