spume
UKspjuːm
معنی فارسی
کف سرجوش ياوه سخن پوچ سخن بيمعني کف کردن کفدار کردن
معنی کامل و مثالها
/spyōōm/n., vt., vi.
● کف، حباب، کف روی دریا
● کف کردن
مترادفها
noun
Foam, froth, spray, scum.