تنزل معنی انگلیسی comedown degeneracy degeneration fall sag واژههای انگلیسی با این معنی demotion تنزل mark down تنزل قيمت، پايين اوردن قيمت. cut rate تنزل قيمت، ارزان. demote تنزل دادن depreciator تنزل دهنده graceful degradation تنزل مطبوع magnetic decay تنزل مغناطيسي، نقصان مغناطيسي currency depreciation تنزل ارزش پول، کاهش ارزش پول devaluate تنزل قيمت دادن، از ارزش و شخصيت کسي کاستن. devalue تنزل قيمت دادن، از ارزش و شخصيت کسي کاستن. exchange devaluation تنزل رسمي قيمت ارز، تضعيف رسمي ارز exchange depareciation تنزل ارزش پول خارجي، تنزل قيمت ارز bond discount تنزل مبلغ اسمي اوراق قرضه demonetization تنزل ارزش پول نسبت به قيمت قانوني خود. decadence زوال، تنزل، پس روي decadently زوال، تنزل، پس روي declinational کاهش، تنزل، نقصان decline کاهش، تنزل، نقصان downslide کاهش، تنزل، نقصان playdown اهميت ندادن، تنزل دادن، کوچک کردن. depreciative ازبهاکاهنده، تنزل دهنده، تحقيراميز depressive فروبرنده، تنزل دهنده، مايه افسردگي decadent زايل شونده، تنزل کننده، پس رونده degrading پست کننده، تنزل دهنده