دیکشنری فارسی

تنظیم کردن

معنی انگلیسی

adjust budget compile compose direct dispose even file formulate modulate organize pitch regulate rig scale set tune

واژه‌های انگلیسی با این معنی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن