تهیه کردن معنی انگلیسی accommodate arrange compile furnish provide provision purvey stock supply واژههای انگلیسی با این معنی supplied تهيه کردن، رساندن، تهيه کردن براي supply تهيه کردن، رساندن، تهيه کردن براي whomp up بسرعت تهيه کردن، قيام کردن، برانگيختن revictual دوباره غذا يا خواربار تهيه کردن. mekeready (درچاپ) تهيه واماده کردن فرم وصفحه و گراور، وسايل تهيه کردن فرم وصفحه بندي. prearrange قبلا ترتيب دادن، قبلا تهيه کردن. cater چهار (در ورق يا طاس)، سورسات تهيه کردن، آذوقه رساندن purvey تهيه کننده، خواربار تهيه کردن، سورسات تهيه کردن pre engage از پيش بکار گماشتن، از پيش براي خود تهيه کردن، تعهد قبلي کردن indue پوشيدن، پوشاندن، تهيه کردن براي extemporize بالبداهه گفتن (ياساختن)، فوراتهيه کردن، سردستي تهيه کردن lucubrate رياضت کشيدن، دود چراغ خوردن، اثرادبي بسيارپيچيده وصنعتي تهيه کردن put out تقلا کردن، منتشرساختن، ايجاد کردن provide تهيه ديدن، تدارک ديدن، مجهز کردن administer اداره کردن، دادن، تقسيم کردن administrate اداره کردن، دادن، تقسيم کردن gotten بدست اوردن، گرفتن، باعث شدن afford دادن، حاصل کردن، (بر) آوردن affordable دادن، حاصل کردن، (بر) آوردن furnish داراي اثاثيه کردن، سامان دادن (به)، باچيزي اراستن aminister اداره کردن، رتق و فتق کردن، تقسيم کردن find پيداکردن، يافتن، تشخيص دادن phototostat رونوشت برداري بوسيله عکاسي، دستگاه، عکسبرداري ازاسناد finance ماليه، دارايي، علم ماليه