توبیخ معنی انگلیسی censure rebuke reprimand stricture واژههای انگلیسی با این معنی comeuppance توبيخ بيجا، مزد عمل بد. self reproof توبيخ نفس. snubber توبيخ کننده، سرزنش کننده، کمک فنر. reproachable قابل توبيخ. repoach سرزنش، توبيخ، سرزنش کردن repeimand تنبيه، توبيخ، توبيخ کردن chastiesement تنبيه، توبيخ، سرزنش. increpation سرزنش، توبيخ reprehension سرزنش، توبيخ upbraiding سرزنش، توبيخ rebuke سرزنش کردن، توبيخ کردن، سرزنش reprehend سرزنش کردن، توبيخ کردن، نکوهش کردن censurable سزاوارسرزنش، قابل توبيخ admonitive نصيحت اميز، توبيخ اميز admonitory نصيحت آميز، توبيخ آميز upbraid سرزنش کردن، توبيخ کردن chew out اذيت کردن، توبيخ کردن blameful سزاوارسرزنش، شايان توبيخ، مقصر vituperatory سرزنش اميز، توبيخ اميز. talking to سرزنش رسمي، نصيحت، توبيخ tell off شمردن وکنارگذاردن، تعيين کردن، توبيخ کردن reprimand سرزنش، رسمي، توبيخ رسمي reproof سرزنش ملايم، نکوهش، توبيخ ملايم dirdum جنجال، سر و صدا، توبيخ با صداي بلند.