دیکشنری فارسی

reprehend

UKreprihend

معنی فارسی

سرزنش کردن توبيخ کردن نکوهش کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/rep´ri hend´/vt.

گوشمالی دادن، نکوهیدن، سرزنش کردن

خرده‌گیری کردن، مذمت کردن

مترادف‌ها

verb active
Reprove, chide, rebuke, reproach, upbraid, reprimand, accuse, censure, blame.

واژه‌های دیگر با معنی «سرزنش کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن