reprehend
UKreprihend
معنی فارسی
سرزنش کردن توبيخ کردن نکوهش کردن
معنی کامل و مثالها
/rep´ri hend´/vt.
● گوشمالی دادن، نکوهیدن، سرزنش کردن
● خردهگیری کردن، مذمت کردن
مترادفها
verb active
Reprove, chide, rebuke, reproach, upbraid, reprimand, accuse, censure, blame.