توقیف کردن معنی انگلیسی apprehend arrest confine detain seize واژههای انگلیسی با این معنی sequester توقيف کردن، جدا کردن، کنارکردن hold in restraint توقيف کردن keep in توقيف کردن sequestrate توقيف کردن zeri suppression توقيف کردن صفر slap down ناگهان توقيف کردن، متوقف ساختن. suppress موقوف کردن، توقيف کردن، فرو نشاندن impound در محوطه نگاه داشتن، توقيف کردن، ضبط کردن impoundment در محوطه نگاه داشتن، توقيف کردن، ضبط کردن confiscate ضبط کردن، توقيف کردن، مصادره کردن intern نگاه داشتن، توقيف کردن escheat ضبط کردن، توقيف کردن (مال بي وارث) incarcerate در زندان نهادن، زنداني کردن، توقيف کردن pull in نقشه يا عملي را متوقف ساختن، متوقف شدن، (ز.ع.) توقيف کردن. seize ربودن، قاپيدن، ضبط کردن arrest نگه داشتن، باز داشتن، گرفتن attach بستن، پيوستن، ضميمه کردن recaption توقيف مجدد، مقابله به مثل کردن در مورد ضبط اموال يا، زنداني کردن زن و فرزند و خدمه شخص hold up با اسلحه سرقت کردن، مانع شدن، قفه