توکل معنی انگلیسی resort trust trustfulness واژههای انگلیسی با این معنی trust IN God اعتماد يا توکل به خدا reliance اعتماد، توکل، تکيه reliantly اعتماد، توکل، تکيه resignedly با تسليم به قضا، با توکل، متوکلانه enterprisingly باتهوردرکار، ازروي توکل trut اعتماد کردن، اطمينان داشتن، توکل کردن random بي مقصدي، بي منظوري، حالت توکل trust اعتماد، پشت گرمي، اطمينان blackout ضعيف، سست، بي نيرو faint ضعيف، سست، بي نيرو relied اعتماد کردن، تکيه کردن، اطمينان داشتن relies اعتماد کردن، تکيه کردن، اطمينان داشتن rely اعتماد کردن، تکيه کردن، اطمينان داشتن resignation کناره گيري، استعفا، واگذاري