تک تک معنی انگلیسی all individually severally singly ticktock واژههای انگلیسی با این معنی single تک، تکي، يگانه individ تک تک، يک يک، يکايک ticktock تک تک، تيک تيک، صداي تيک تيک درآوردن soliped تک سم، يک پارچه سم، جانورتک سم soliloquizer تک گو، کسيکه باخود حرف ميزند. uniparous تک زا، تک محور monocephalous تک سر monosome تک تن uniflorous تک گل ace تک خال، آس، ذره singleton ورق تک، ورقي که فقط در دست يک نفر است، تک acing تک خال، آس، ذره sporadic تک توک، تک تک، غير وبائي sporadically تک توک، تک تک، غير وبائي single foot تک روي، اسب تک رو، تکاور monogenic تک زاد، تک ژن، تکزا attack heading سمت تک، جهت تک (هواپيماي رهگير) monomorphic تک ديس، تکريخت، همديس haploid تک لاد، هاپلوئيد، نيمگان monopetalous تک برگ، داراي يک گلبرگ unipetalous تک برگ، داراي يک گلبرگ monophonic تک آوا، تک نوا، تک صوت direction of attack سمت تک، سمت حمله isochroous تک فام، تکرنگ